دربارهٔ این اثر
اوضاع ایران در سالهای حکومت «شاه سلطان حسین» و فرزندش «طهماسب میرزا» نابسامان و آشفته است. «نادرقلی» از گردنکشی دست برداشت و همه نیروی خویش را در راه ملت و مملکت به کار میگیرد تا جایی که به مقام سپهسالاری میرسد.
اوضاع ایران در سالهای حکومت «شاه سلطان حسین» و بعد از او فرزندش، طهماسب میرزا، نابسامان و آشفته است. «نادرقلی» یاغی هر روز صاحب قدرت بیشتری میشود و قشون طهماسب میرزا حتی توان مقابله با او ندارد. نادر در مقطعی از گردنکشی دست برمیدارد و همه نیروی خویش را در راه ملت و مملکت به کار میگیرد.
طهماسب میرزا او را به مقام سپهسالاری اعظم خود انتخاب میکند؛ اما افرادی سعی میکنند او را فردی خائن جلوه دهند و از محبوبیت او کم کنند. طهماسب میرزا تحت تأثیر این گفته ها دستور نابودی نادر را صادر میکند. نادر از دستور باخبر میشود و خشمگین نزد شاه میرود و او را شماتت میکند. نادر از رشادت ها و جان فشانی های خود و سربازانش میگوید و همین طور از ارادتش به شاه.
بالأخره در حالی که خبر رسیده عثمانیها قصد حمله به ایران را دارند، نادر، طهماسب میرزا را فردی بیخرد و بیانصاف خطاب کرده و از همه میخواهد طهماسب را از سلطنت برکنار کنند و این گونه «نادر» شاه می شود.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۸ دقیقه
- فصل دوم۲۹ دقیقه
- فصل سوم۲۸ دقیقه
- فصل چهارم۲۲ دقیقه
- فصل پنجم۲۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۷ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست