دربارهٔ این اثر
این سرزمین پهناورِ پهلوان خیز تاکنون در بین هر قومی پهلوانان بیشماری به خود دیده است، اما پهلوان صادق قمی حکایت دیگری دارد. صادق قمی جوانی بود که از خطهای بی ادعا برخاست تا بزرگترین پهلوان کشور شود.
جوان 26 سالهای به نام صادق قمی از دیار قم به تهران میآید تا با پهلوانان نامی شهر به ورزش بپردازد. کمتر کسی توقع داشت این جوان با لباسهای مندرس، بتواند پهلوانی نامی شود.
صادق به زورخانه پهلوان آقا عزیز میرود، اما ظاهر این جوان شهرستانی طوری است که در این زورخانه به او توجهی نمیکنند.
با اصرار صادق، آقا عزیز میپذیرد به شرط اینکه صادق بر یکی از شاگردان وی چیره شود، در این زورخانه بماند. صادق پیروز این میدان می شود، اما آقا عزیز به خاطر آزرده نشدن دیگر نوچهها، از قبول او سرباز میزند.
اصرار صادق کارگر می افتد و پهلوان عزیز، برخلاف میلش، او را به شاگردی قبول می کند. صادق به خاطر ظاهرش، همچنان با بیمهری و بیتوجهی آقا عزیز روبهروست؛ تا اینکه در یک مبارزه آبروی آقا عزیز را میخرد....
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۹ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۲۶ دقیقه
- فصل چهارم۲۸ دقیقه
- فصل پنجم۲۸ دقیقه
- فصل ششم۲۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۴۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست