دربارهٔ این اثر
اسفندیار رویین تن، می خواهد جای پدرش، گشتاسب بر تخت پادشاهی بنشیند.
این پدر و پسر بسیار کله شق و یک دنده اند. گشتاسب، پادشاه ایران، نمی خواهد پادشاهی را به پسر بدهد چون اخترشناسان گفته اند که اسفندیار اقبال بلندی ندارد و به زودی در خون خویش غوطه خواهد خورد.
کتایون، مادر اسفندیار و ملکه، بسیار از رابطه ی بین پدر و پسر، نگران است و بسیار غصه می خورد.
شاه هم مانده و نمی داند چه باید بکند.
پادشاه، از اسفندیار می خواهد تا رستم را دست بسته نزد او بیاورد تا تاج شاهی را به پسر بدهد.
اسفندیار هم ناامیدانه و غمگین به سمت زابل به راه افتاد ...
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۱۸ دقیقه
- فصل دوم۲۰ دقیقه
- فصل سوم۱۶ دقیقه
- فصل چهارم۱۷ دقیقه
- فصل پنجم۱۸ دقیقه
- فصل ششم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست