دربارهٔ این اثر
«فتح اله خان محتشم» یک کارخانهدار 65 ساله، بهخاطر عِرق خانوادگی، 20 سال قبل یک قبر پیشخرید کرده تا به قول خودش، از آرامگاه خانوادگیش دور نماند....
«گیلان خانم افتاده» بیوه سرهنگ ناصرقلی خان افشار است. گیلان خانم هم از شدت ارادت به شوهر مرحومش، دوست دارد نام خانوادگی «افشار» را همچنان حفظ کند.
پیرزن هم چندین سال پیش یک قبر قسطی خریده تا وقتی مُرد، کنار سرهنگ دفن شود؛ اما ناگهان اتفاقی میافتد: مدیر جدید قبرستان که در تلاش است با دفن آخرین جنازه در تنها قبر خالی، پرونده قبرستان قدیمی را ببندد، این زن و مرد را به قبرستان دعوت و به آنها اعلام میکند که مدیر قبلی، یک قبر را به هر دوی آنها فروخته است.
او به دو مدعی و صاحب قبر پیشنهاد میکند که یکی به نفع دیگری کنار بکشد، اما هیچکدام رضایت نمیدهند.
فتح اله خان نمیخواهد به خاطر دل یک پیرزن، از آلبوم خانودگیاش پرت شود بیرون. گیلان خانم هم که آرزویش دراز کشیدن کنار سرهنگ در عالم مرگ است؛ حاضر نمیشود حتی قبر را به قیمت بسیار بالا به فتح اله خان بفروشد....
رقابتی تنگاتنگ برای زودتر مردن بین آنها درمیگیرد و ماجرا عوض می شود...
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۹ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۲۶ دقیقه
- فصل چهارم۲۵ دقیقه
- فصل پنجم۲۵ دقیقه
- فصل ششم۲۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۴۵ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست