دربارهٔ این اثر
داستان تاراس بولبا دربارهی زندگی کازاک پیری است که از دو پسرش «اُستاپ» و «آندره» سخن میگوید و شرح حال زندگی آنها و رشادتها و خیانتهایشان را توصیف میکند و ....
قرن شانزدهم میلادی است؛ قرن شمشیر و جنگ. تاراس بولبا، کازاک پنجاه سالهای که آمادهی جنگیدن و کشتار در راه اعتقاد خود است، با دو پسرش، اوستاپ و آندره، به اردوگاه کازاکها در «سچ»، واقع در جزیرهای در رود دنیپر، میروند. شب و روز در استپها اسب میتازند و درست هنگامی به آنجا میرسند که کازاکها پشت به هزیمت دادهاند و در حال پیادهشدن از قایق، با خشم تمام نقل میکنند که «یهودیها کلیساهای ما را به اجاره میگیرند و کاتولیکها، مسیحیان ارتدوکس را به ارابه میبندند. چطور میتوان در سرزمین روس، این همه از دست کفار شکنجه دید و تحمل کرد!»
جنگ آغاز میشود و کازاکها پس از آنکه تمام یهودیان دوروبر را به رود دنیپر میاندازند، دهات آنها را نیز غارت میکنند. هنگام حمله به یک قلعه، جوانترین پسر تاراس، یعنی آندری، که در کییف عاشق دختری لهستانی شده بود، به خودیها خیانت میکند و به دشمنان میپیوندد، اما اسیر میشود و خود تاراس بولبا او را میکشد.
اوستاپ، پسر بزرگتر، نیز سرنوشت بهتری ندارد؛ او هم به دست لهستانیها اسیر میشود. تاراس که از مرگ خسته است، میخواهد پسرش را نجات دهد؛ ولی از بخت بد شاهد شکنجهی علنی فرزندش میشود و کاری نمیتواند بکند. تنها کاری که میکند این است که با فریاد به پسرش میفهماند که در آنجاست و شاهد قهرمانی اوست و قول میدهد که انتقامش را بگیرد....
Taras Bulba / 1835
بخشهای شنیداری
۸ بخش- فصل اول۲۰ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۸ دقیقه
- فصل چهارم۲۶ دقیقه
- فصل پنجم۲۵ دقیقه
- فصل ششم۳۸ دقیقه
- فصل هفتم۲۶ دقیقه
- فصل هشتم۴۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۹ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت و ۴۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست