دربارهٔ این اثر

الکساندر سیمنوویچ پوفف که قبلاً سردبیر روزنامه میر‌گروت بوده، بعد از 20 سال به میرگروت (زادگاهش) بازمی‌گردد و متوجه می‌شود نزاع قدیمی بین ایوان ایوانویچ و ایوان نیکی فرویچ، از 20 سال پیش، همچنان ادامه دارد.

الکساندر ابتدا به کلیسا می‌ رود و در آنجا می‌ بیند که آن دو، با وجود اینکه هر یکشنبه به کلیسا می‌آیند، هنوز با هم قهرند. او در کلیسا ایوان نیکی فریچ فرتوت را می بیند که همچنان به دنبال شکایتی است که 20 سال پیش از دوست صمیمیش (به خاطر نزاع بر سر یک برخورد لفظی) انجام داده است.

لحظه‌ای بعد، ایوان ایوانویچ (که او هم بسیار پیر شده است) از او می‌خواهد که دادخواستش در روزنامه‌ای که سردبیری آن را در مسکو دارد، انعکاس دهد تا حقانیت او و شکایتش علیه ایوان نیکی فرویچ بر همگان ثابت شود.

الکساندر به او قول همکاری می‌دهد، اما با رفتن او، از کلیسا خارج می‌شود و به درشکه‌ چی خود می‌گوید که به مسکو بازگردد؛ زیرا رفتار این دو را شرم‌ آور می‌ داند.

او در راه برای کالسکه‌ چی تعریف می‌کند که داستان این دو از فروش یک اسلحه و دعوا بر سر مرغوبیت آن آغاز شده و نهایتاً با گفتن کلمه «غاز» از جانب ایوان نیکی به ایوان ایوانویچ، به جنجال رسیده است.

این موضوع هرچند به نظر مسخره می‌رسد، اما کار به شکایت بردن نزد قاضی منجر شده است و همه مردم شهر درگیر این ماجرا شده اند؛ حتی شهردار مهمانی بزرگی برگزار کرده است تا آنها را آشتی دهد، اما در مهمانی ...

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۳۷ دقیقه
  2. فصل دوم۳۴ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۳ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۱۱ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست