دربارهٔ این اثر
فردی که به اعدام محکوم شده، خواستار بخشش مردم است تا بتواند بار دیگر به دور از جرم و جنایت به زندگی در کنار دخترش ادامه دهد؛ چراکه دخترش اکنون به جز او کسی را در این دنیا ندارد؛ اما مردم بهشدت از وی متنفرند و میخواهند او اعدام شود....
در قرن نوزدهم و در فرانسه، مردی محکوم به مرگ با گیوتین شده است و در حالی که منتظر اعدام است، اندیشه و تفکرات، احساسات و ترس خود را دربارهی اعدام مینویسد. نوشتهی او در زندان، تغییر روحیهاش را دربارهی جهان خارج از سلول نشان میدهد و زندگیاش را در زندان توصیف میکند.
داستان با ورود یک کشیش به زندان برای طلب بخشش زندانی و گفتوگوهای آنها ادامه پیدا میکند. کشیش، او را به آنچه در زندان نامیده میشود (همچون جنایتکار، قاتل و مجرم) صدا نمیکند؛ اما بهطور مبهمی اشاره میکند که او کسی را کشته است.
او در روز اعدام، دختر سه سالهی خود را برای آخرینبار میبیند، اما دختر به وی میگوید که پدرش مرده است.
ویکتور ماری هوگو شاعر، داستاننویس و نمایشنامهنویس سبک رمانتیسم فرانسوی بود. آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره کرده و بازگویندهی تاریخ فرانسه بود. از برجستهترین آثار او «بینوایان»، «گوژپشت نتردام» و «مردی که میخندد» است و در فرانسه بیشتر وی را برای مجموعهی اشعارش میشناسند.
کتاب:
(The Last Day of a Condemned Man(1829
بخشهای شنیداری
۴ بخش- فصل اول۱۳ دقیقه
- فصل دوم۱۳ دقیقه
- فصل سوم۱۵ دقیقه
- فصل چهارم۱۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵۵ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست