دربارهٔ این اثر
امیر و محسن در خارج از کشور مشغول تحصیلاند. با شروع جنگ امیر به ایران برمیگردد و عازم جبهه میشود. زمانی که محسن به ایران برمیگردد، نامهای از امیر به دستش میرسد....
دکتر «محسن پیران» نامهی امیر را میخواند: «به دستهای توانمند تو در جراحی ایمان دارم. با این دستها میتوانی خیلی کارها انجام و جانهایی را نجات دهی. من تمام کارها را انجام دادهام؛ یاعلی بگو و شروع کن.»
بعد از خواندن نامه، اشک در چشمهای محسن جمع میشود. روز بعد، محسن به بیمارستانی که امیر گفته میرود. قرار است او به جای امیر در بیمارستان مشغول به کار شود.
بعد از مدتی، امیر را به همان بیمارستان منتقل میکنند. امیر زخمی شده و ترکشی در نزدیکی قلبش فرورفته است.
قبل از عمل جراحی، امیر به خاطر دردسری که برای محسن درست کرده است، از او حلالیت میخواهد؛ اما محسن نهتنها این را دردسر نمیداند، بلکه با تمام وجود برای مسئولیتی که امیر به دوشش گذاشته، تلاش میکند....
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۳۱ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۷ دقیقه
- فصل چهارم۲۱ دقیقه
- فصل پنجم۲۳ دقیقه
- فصل ششم۲۲ دقیقه
- فصل هفتم۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۱۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست