دربارهٔ این اثر
به دکتر «تورج زرتاش» در دفتر کارش شلیک شد و از این رو در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری شد. «سروان شریفی» برای آگاهی از چرایی این حادثه، در تحقیقاتی از همسر و دختر تورج متوجه شد که او هنگام وقوع حادثه تنها بود.
از آنجا که ماهرخ، همسر تورج، به همسرش مشکوک بود، تلفنهای او را کنترل میکرد؛ برای همین به سروان شریفی توضیح میدهد که او منتظر یکی از موکلهایش به نام «پروانه ریاحی» بود.
از طرفی، همهی موجودی گاوصندوق او به علاوه چند عتیقه و یک رومیزی، از منزلش به سرقت رفته است. پروانه ریاحی در یک مسافرخانه در شیراز دستگیر میشود؛ درحالیکه اموال دزدیده شده نزد اوست.
پروانه در بازجویی به چیزی اعتراف نمیکند و بازداشت میشود.
از طرفی، در بازگشت به گذشته، دربارهی تورج دریافتیم که او مردی پایبند به اصول خانوادگی نبود و برای همین از سوی همسرش و دوستش (امیر) تحت فشار بود؛ اما همچنان به شیوهی خودش ادامه میداد.
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۱ دقیقه
- فصل دوم۲۰ دقیقه
- فصل سوم۲۱ دقیقه
- فصل چهارم۲۱ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۲۱ دقیقه
- فصل هفتم۲۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۲۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست