دربارهٔ این اثر

با آغازِ دفاعِ مقدس، هر یک از مردان خانواده، برای رزم به خطّه‌ای از مرزهای کشور رفتند و مهدی هم به جبهه می‌رود ....

به دوران کودکی مهدی سفر می‌کنیم. سال 1352 مهدی که کودکی دو ساله است، به همراه دو خواهر و سه برادرش، روزگار کودکی را می‌گذراند. او می‌داند که دوست داشتن و بزرگ‌منشی هدیه‌ای از سوی خداوند است.

پدر و اهالی محل، مهدی را دوست دارند؛ چون از همان کودکی رسم پهلوانی را می‌آموزد. او در انتخاب بین ورزش کشتی و فوتبال دودل است؛ اما بالاخره فوتبال را انتخاب می‌کند. مهدی با وجود آرزوی بازی در مسابقات ملّی فوتبال و تیم محبوبش، پرسپولیس، با شنیدن خبر شهادت دایی‌اش در کربلای چهار، راهیِ شلمچه می‌شود تا اسلحه‌ی او را به دست بگیرد و نام او را زنده نگه دارد. مهدی برای وداع با تک تک اعضای خانواده، به دیدار آنها می‌رود؛ امّا در آخرین دیدار و آخرین لحظات موفق به دیدار پدرش نمی‌شود؛ چراکه کاروان در حال حرکت است.

بعد از شهادت مهدی در کربلای پنج، دوستان و هم‌تیمی‌های سابقش که اینک در سِمت مربی تیم‌های درجه یک کار می‌کنند، مراسم یادبودی برای او برگزار می‌کنند. این مسابقه بهانه‌ای است برای یادآوری خاطرات گذشته.

بخش‌های شنیداری

۶ بخش
  1. فصل اول۲۳ دقیقه
  2. فصل دوم۱۶ دقیقه
  3. فصل سوم۲۰ دقیقه
  4. فصل چهارم۱۸ دقیقه
  5. فصل پنجم۱۶ دقیقه
  6. فصل ششم۲۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۸ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست