دربارهٔ این اثر
ماشین مهندس امیر سماوات در کنار جاده تصادف کرده است، اما از خود او در اتو مبیل خبری نیست و در همین زمان تلفنی همسرش را از تصادف و خطر مرگ خودش مطلع می کند.
مریم با صدای تلفن از خواب بیدار می شود تلفنی که امیر سماوات همسر او خبر مرگ خود را به او می دهد . مریم ابتدا موضوع را مسخره می داند و به دنبال امیر کنار ساحل دریا می گردد و گمان می کند او برای دیدن طلوع دریا به کنار ساحل رفته است. مریم با سر زدن به محل هایی که فکر می کند همسرش در آنجا ها حضور دارد، متوجه می شود که خبری از او نیست . به همراه راننده ایی که محلی است و مناطق شمال را به خوبی می شناسد، به سمت محل کار شوهرش می رود. در کنار جاده اتومبیل همسرش را می بیند در حالی که تصادف سختی کرده، اما خبری از همسرش نیست او برای پیگیری بیشتر ماجرا به همراه همکار همسرش به پاسگاه می رود.
در آنجا مریم متوجه می شود که با توجه به ناپدید شدن مهندس امیر سماوات پرونده ای هم درباره کارخانه ایی که او در آن کار می کند در جریان است. بازپرس پرونده هم بیشتر دچار شک شده و دستور ادامه تحقیقات را می دهد، اما درادامه ماجرا نه تنها خبری از امیر به دست نمی آید، بلکه ماشین رئیس کار خانه هم در جاده چپ می کند .
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۳۰ دقیقه
- فصل دوم۲۶ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست