دربارهٔ این اثر

الوان به جرم قتل دستگیر شده و به همراه سرکار اکبری، سوار برتاکسی، به سمت زندان احمدآباد می روند که هواپیماهای عراقی بار دیگر آبادان را بمباران می کنند...

در بمباران، سرکار اکبری به شدت مجروح می شود. علت دستگیری الوان مشارکت او با خدر برای دزدی از منزل ناخداست که درنهایت به کشته شدن ناخدا می انجامد.

الوان به منزل می رود و همسرش (هانیه) و فرزندانش را به همراه آمو راهی ماهشهر می کند. بعد از آن به منزل خدر می رود. در منزل خدر کسی جز مادر پیرش نیست که از دست خدر نیز بسیار شاکی و نالان است و از وضعیتی که برای الوان پیش آمده نیز بسیار ناراحت است. الوان بی نتیجه از منزل خدر بیرون می آید و راهی منزلش می شود.

در منزل از فرط خستگی خوابش می برد و خواب می بیند که سرکار اکبری، با اسلحه ای در دست، بالای سرش ایستاده و او را تهدید به بردن می کند. در این میان ناگهان متوجه مادر خدر می شود که وسط خیابان ایستاده است. آنها به طرف مادر خدر می روند و او با حالی آشفته الوان را متهم به قتل ناخدا می کند، اما در همین حال انفجاری رخ می دهد و الوان از خواب می پرد و تصمیم می گیرد که خودش را معرفی کند تا از شرّ این کابوس رها شود.

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۲۲ دقیقه
  2. فصل دوم۲۶ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۷ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۴۸ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست