دربارهٔ این اثر
پسر جوانی به نام «قنبر» که دلش میخواهد او را امید صدا کنند، بهطور اتفاقی با مردی به نام اقبالی آشنا میشود. اقبالی ادعا میکند به تازگی از خارج برگشته و به قنبر پیشنهاد میدهد مدیرعامل شرکتش شود. اما این شرکت مرموز است و در ادامه ...
قنبر، تک فرزندِ پدر و مادری است که او را بسیار دوست دارند. آنها برای به دنیا آمدن قنبر نذر و نیاز فراوانی کردهاند و هرسال در ماه رمضان نذری میدهند. اما قنبر که به تازگی مدیرعامل شرکت آقای اقبالی شده، اصرار دارد که او را «امید» صدا بزنند.
او با وجود اینکه مدیرعامل است، از بسیاری از ماجراهای شرکت بیخبر است. مستخدمی که به تازگی وارد شرکت شده، سعی دارد از کالاهای وارد شده در انبار سردربیاورد، اما به طرز مشکوکی کشته میشود و قنبر به جرم قتل او دستگیر میشود و ...
بخشهای شنیداری
۱۵ بخش- فصل اول۱۵ دقیقه
- فصل دوم۱۲ دقیقه
- فصل سوم۱۲ دقیقه
- فصل چهارم۱۳ دقیقه
- فصل پنجم۱۳ دقیقه
- فصل ششم۱۲ دقیقه
- فصل هفتم۱۳ دقیقه
- فصل هشتم۱۲ دقیقه
- فصل نهم۱۲ دقیقه
- فصل دهم۱۲ دقیقه
- فصل یازدهم۱۲ دقیقه
- فصل دوازدهم۱۲ دقیقه
- فصل سیزدهم۱۱ دقیقه
- فصل چهاردهم۱۲ دقیقه
- فصل پانزدهم۱۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۳۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت و ۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست