دربارهٔ این اثر

«قنبر» با صحنه‌سازی «اقبالی»، به جرم قتل، دستگیر می‌شود و پدرش، با شنیدن این خبر، از دنیا می‌رود. قنبر بر سر مزار پدر، از دست پلیس فرار می‌کند؛ در این راه با مردی به نام ناصر آشنا می‌شود...

«قنبر حیدرزاده» به پیشنهاد اسد اقبالی، مدت‌ها بی‌هیچ تخصصی، مدیرعامل شرکت او شده بود. او یک شب برای برداشتن کلید خانه‌اش به شرکت بازمی‌گردد و با ضربه‌ای به سرش بی‌هوش می شود. زمانی که به هوش می آید، با اسلحه ای در دست، به اتهام قتل خدمه شرکت دستگیر می شود.

پدر قنبر با شنیدن این خبر سکته می‌کند و از دنیا می رود. پسرخاله قنبر، داوود، وکالت او را برعهده می گیرد. قنبر از او می‌خواهد اجازه بگیرد تا سر خاک پدرش حاضر شود؛ اما در یک فرصت مناسب، قنبر فرار می‌کند و ...

بخش‌های شنیداری

۱۵ بخش
  1. فصل اول۱۱ دقیقه
  2. فصل دوم۱۱ دقیقه
  3. فصل سوم۱۰ دقیقه
  4. فصل چهارم۱۱ دقیقه
  5. فصل پنجم۱۱ دقیقه
  6. فصل ششم۱۰ دقیقه
  7. فصل هفتم۱۰ دقیقه
  8. فصل هشتم۱۲ دقیقه
  9. فصل نهم۱۱ دقیقه
  10. فصل دهم۱۱ دقیقه
  11. فصل یازدهم۱۰ دقیقه
  12. فصل دوازدهم۱۰ دقیقه
  13. فصل سیزدهم۱۱ دقیقه
  14. فصل چهاردهم۱۱ دقیقه
  15. فصل پانزدهم۱۰ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۵ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۲ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست