دربارهٔ این اثر

در جریان درگیری‌های خیابانی روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رسول که از ناحیه پا زخمی شده است، به همراه احد (دوست مبارز خود) در پشت وانتی پنهان می شوند....

رضا که راننده وانت است بی‌خبر از همه‌جا، سوار وانت شده و به سمت خانه‌اش حرکت می کند، اما پس از رسیدن به مقصد متوجه حضور آنها در پشت ماشین می‌شود و پس از مشاجره‌ای کوتاه، تصمیم می گیرد که به دور از چشم مادرش، و البته با مشورت همسرش، رسول زخمی را موقتا در خانه اش پناه دهد.

احد برای انجام ادامه ماموریت از آنها جدا می شود. از سوی دیگر ، برادر رضا (حسن) که سروان است، به خانه مراجعه می کند. اما رضا و همسرش ، رسول را در خانه مخفی کرده اند و سعی در منحرف کردن ذهن دیگر اعضای خانواده دارند هرچند حسن متوجه قطره‌های خون روی موزاییک‌های حیاط شده است، اما محمد (پسر رضا) که متوجه حضور رسول در خانه شان شده، با عنوان کردن این مسئله که پای خود را با شیشه بریده است، موجب می‌شود که ماجرا برملا نشود.

روز پس از آن رسول و رضا مخفیانه از خانه خارج شده و به خانه رسول می‌روند. رضا در آنجا متوجه می شود که پدر رسول نیز یه مبارز انقلابی است. رفاقت رضا و رسول کم کم بیشتر می‌شود و رضا نیز به جمع مبارزان می‌پیوندد. ازسویی همکاران حسن، شب پیش شاهد پناه دادن رضا به رسول بوده اند، قضیه را به او می گویند. حسن نگران و عصبانی به خانه آمده و با همسر رضا (که در جریان ماجراست) درگیری لفظی پیدا می کند.

بخش‌های شنیداری

۶ بخش
  1. فصل اول۲۳ دقیقه
  2. فصل دوم۱۹ دقیقه
  3. فصل سوم۱۹ دقیقه
  4. فصل چهارم۱۸ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۴ دقیقه
  6. فصل ششم۱۸ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۳ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست