دربارهٔ این اثر
«تاجبخش» و همسرش، شهربانو، بعد از اینکه خانهشان فروریخت، مجبور میشوند به عمارت پدربزرگشان، قزلقلیخان، بروند.
«قزلقلیخان» که بعد از گذشت 60 سال هنوز هم از پسرش (یعنی پدرِ تاجبخش) کدورت دارد، با دیدن نوهاش غافلگیر میشود و دوست ندارد که آنها را در عمارت ببیند. او وجودِ پسرش، اسدالله، را منکر میشود، چون اعتقاد دارد که پسرش او را به یک زن (مادر تاجبخش) فروخته و با وجودِ مخالفت پدر، با او ازدواج کرده است. پس پسری ندارد که بخواهد نوهای داشته باشد.
اما نوکر قزلقلیخان، اصغری، میخواهد به تاجبخش و همسرش کمک کند تا در آن خانه بمانند. او تلاش میکند تا قزلقلیخان را راضی کند... اما نکتهی جالب اینجاست که تاجبخش سندی دارد که ادعا می کند این خانه برای اوست....
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۵ دقیقه
- فصل دوم۲۴ دقیقه
- فصل سوم۲۲ دقیقه
- فصل چهارم۲۲ دقیقه
- فصل پنجم۲۰ دقیقه
- فصل ششم۲۳ دقیقه
- فصل هفتم۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست