دربارهٔ این اثر

روزی روزگاری کشتی گیری بود که تمام فوت و فن کشتی گیری را بلد بود و از چم و خم این ورزش با ارزش سر در می آورد و خلاصه سری در سرها داشت. این کشتی گیر، غیر قابل پیش بینی بود.

در بین شاگردان پهلوان قصه ی ما شاگردی باهوش و با استعدادی بود که نظر پهلوان رو به خودش جلب کرده بود. پهلوان که از هوش و استعداد این شاگرد آگاه شده بود تلاش کرد تا تمام فوت و فن کشتی را به او یاد بدهد. هر روز که می گذشت شاگرد با اشتیاق به خدمت پهلوان می رسید و پهلوان هم با شور و اشتیاق فنی تازه را به شاگرد یاد می داد.

روزها گذشت تا این که شاگرد، سیصد و پنجاه و نه فن از فنون کشتی گیری را آموخت ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. استاد زیرک و شاگرد مغرور۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست