دربارهٔ این اثر
این داستان، روایت آغاز حرکت «مختار بن عبید ثقفی» در پشتیبانی از سالار شهیدان «امام حسین(ع)» است که آنگونه که انتظار میرفت، محقق نشد.
با شنیدن خبر شهادت «مسلم بن عقیل»، «مختار بن عبید ثقفی» که در راه کوفه برای پیشگامیِ بیعت با آقایش «امام حسین(ع)» بود، زار و پریشان قصد جان و خانمان «عبیدالله بن زیاد» را کرد. برای رسیدن به مقصود در برابر یاران خودی، خود را خلع سلاح کرد و به کوفه درآمد.
«حارث» بیرحم به گمان آنکه مختار برای تبعیت از امیر کوفه آمده، او را نزد عبید الله بن زیاد برد، ولی سعایتکنندگان زیاد را بر آن داشتند تا او را به زندان درافکند.
مختار بن عبید ثقفی به فرمان عبیدالله ابن زیاد به زندان درافکنده شد و چندی گذشت تا «شیخ کثیر»، ملاّی ملاخانه هم به همان بند افتاد و چون مختار را به جا آورد، مصمم شد تا برای او کاری کند. مختار کاغذ و قلم و دواتی خواست و کثیر پس از آزادی به کمک زندانبان آنها را به او رساند و مختار مرقومهای نوشت و به همراه کثیر برای شوی خواهرش «عبدالله عمر» فرستاد. خواهر با دیدن نامه و مطلع شدن از حال برادر، از شوی خود خواست تا برای آزادی وی بکوشد و عبدالله هم نامهای برای «یزید بن معاویه» نوشت و به کثیر سپرد تا آن را به یزید برساند و پاسخ بیاورد.
ولی دیدن یزید در بارگاهش به همین سادگیها میسر نبود و کثیر هفده روز در کاروانسرای شهر بیتوته کرد، ولی موفق به دیدار نشد که نشد.
مؤذن مسجد کاروانسرا او را زیر نظر داشت و میدید که چگونه دست به دعا شده است، تا عاقبت جلوی کثیر را گرفت و ....
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۲ دقیقه
- فصل دوم۱۷ دقیقه
- فصل سوم۱۹ دقیقه
- فصل چهارم۱۹ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۱۹ دقیقه
- فصل هفتم۱۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست