دربارهٔ این اثر
«فتحالله مرادی» به همراه زنش «ملیحه» و دختر بیمارش «سحر» به تهران آمده است تا هم کار کند و هم دخترش را درمان کند.
«فتحالله مرادی» هنگام کار در یک ساختمان، از داربست به پایین میافتد و فوت میکند و حالا ملیحه میماند و سحر که بیمار است.
ملیحه و سحر در منزل جعفر و نیره اقامت دارند. جعفر دوست و همولایتی فتحالله است و درواقع او فتحالله را به مهندس شاهین، صاحبکارش، معرفی کرده بود. حالا که فتحالله مرده است، ملیحه مجبور است در منزل جعفر بماند. ملیحه کسی را ندارد و فتحالله هم خواهری دارد که بهگفتهی ملیحه، از پس زندگی خودش هم برنمیآید و برادری که با فتحالله دعوا کرده و رفته است.
ملیحه برای کمکگرفتن به سراغ مهندس شاهین میرود، اما مهندس به او میگوید که در این حادثه فتحالله خودش مقصر بوده است و ....****شنونده
***گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخشهای نمایش پوزش میطلبیم.***
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۳ دقیقه
- فصل دوم۱۶ دقیقه
- فصل سوم۱۸ دقیقه
- فصل چهارم۱۸ دقیقه
- فصل پنجم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۳۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست