دربارهٔ این اثر
در سرزمین های دور، مادر و پسری زندگی می کردند که خیلی فقیر بودند.
آنها از دنیا فقط یک باغچه، یک بز و یک کره اسب داشتند. بز در دره می چرید و وقتی به خانه برمی گشت شیر می داد.
آنها شیر بز را خیلی دوست داشتند. این مادر و پسر در باغچه خانه شان سیب زمینی می کاشتند و می خوردند. آنها خوشحال بودند و با شادی زندگی می کردند.
روزی از روزها گرگی به بز حمله کرد و بز بیچاره را تکه پاره کرد. مادر و پسر هر چه منتظر شدند بز به خانه برنگشت. آنها دنبال بز رفتند و فهمیدند که گرگ کار خودش را کرده است.
آنها حالا فقط سیب زمینی داشتند. روزی مادر بیمار شد و احتیاج به شیر داشت. پسر راهی شد تا از خانه پدربزرگش که آن طرف کوه بود برای مادر شیر بیاورد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۲ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست