دربارهٔ این اثر

ندیم غیبگوی پادشاهی در زمان های قدیم فکر می کرد که صورت و چهره زیبا هر کسی نشان دهنده خوبی و بدی اوست و به کارهای خوب و بد مردم کاری نداشت.

پادشاهی بود که عاشق شکار کردن بود. یک روز پادشاه که برای شکار رفته بود مرد روستایی ایی با لباس کهنه و ژولیده و سر و صورت نامرتب کنار جاده ایستاد تا پادشاه و یارانش را تماشا کند. یکی از ندیمه های پادشاه سر مرد داد زد که کنار برود چون زشتی بد شانسی می آورد. مرد هیزم شکن خیلی ناراحت شد و تصمیم گرفت تا به ندیم و پادشاه ثابت کند که این طرز تفکر ندیم اشتباه است.

پیرمرد سر راه کاروان شکار پادشاه ایستاد و یک برگه و نامه به پادشاه داد.

نمایشزشت و زیبا در واحد نمایش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۰ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست