دربارهٔ این اثر

ضرب المثل ها، عباراتی هستند که معنایی پشت جملات و کلمات خود پنهان کرده اند و ذهن خلاق و کنجکاو شنونده از پس کلمات این معانی را متوجه می شود.

زاغی در جنگلی زندگی می کرد و از باقی مانده شکار حیوانات دیگر تغذیه می کرد. روزی راسویی وارد جنگل شد و از بوی استخوان ها به سمت درختی رفت و همان نزدیکی ها اتراق کرد. راسو ها دشمن زاغ هستند، بنابراین زاغ فکر کرد بهتر است با فریب راسو طرح دوستی با او بریزد، تا راسو از خوردن و کشتن زاغ منصرف شود.

زاغ به راسو گفت این دشت و درخت و صحرا را من کاشته ام و با خودش فکر کرد که راسو حرف های او را باور کرده است. زاغ ساده لوح پایین آمد و کنار راسو نشست و گفت این استخوان ها هم حیواناتی هستند که من شکار کرده ام.

راسو که دید زاغ خیلی به خودش مغرور است به او حمله کرد و شکارش کرد و به زاغ گفت رسم راسویی این است زاغ و راسو هیچ وقت نمی توانند دوست هم باشند.

(بعلت قدیمی بودن صوت ،ثانیه هایی صدا کیفیت مناسبی ندارد)

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۱ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست