دربارهٔ این اثر

دهقانی در روستایی زندگی می کرد. این دهقان مرغ، خروس، گاو و گوسفند داشت. او گربه ای هم داشت که بسیار بدجنس بود.

این گربه مرغ و خروس ها را اذیت می کرد. دهقان یک روز تصمیم گرفت تا گربه را از مزرعه بیرون کند.

گربه را گرفت و پرت کرد بیرون.

گربه که تا آن موقع بیرون از مزرعه زندگی نکرده بود رفت و رفت تا این که به روباهی رسید

گربه حسابی خسته و ترسیده بود. با خود گفت: این چه جور جانوری است.

روباه نزدیک شد و از گربه نامش را پرسید. گربه گفت: من گربه ی شیرافکن هستم ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۵ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۹ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست