دربارهٔ این اثر

مرد ثروتمندی با همسرش در خانه ای زندگی می کردند. خانه ی آنها آتش گرفت و آنان فقیر شدند.

چیزی نگذشت که زن بچه ای به دنیا آورد. ماجرا از اینجا آغاز شد که مرد برای کاری بیرون رفته بود که چهار زن غریبه وارد خانه شدند. آنها کمک کردند تا بچه به دنیا بیاید. بچه به دنیا آمد. یک دختر زیبا بود.

آن چهار زن که دیدند دختر سالم به دنیا آمده تصمیم گرفتند تا چهار هدیه به او بدهند.

یکی گفت: هر وقت این دختر بخندد، همه جا پر از گل می شود.

دیگری گفت: هر وقت این دختر بخندد همه جا گلباران می شود ...

آنها اسم او را گل خندان گذاشتند و رفتند. زن همسایه که زنی حسود بود، از این ماجرا خبردار شد.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۱ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست