دربارهٔ این اثر
«برزو» که بهشدت بدقدم است و کسبهی محل از نزدیک شدن او به مغازهشان وحشت دارند، عاشق «نرگس» دختر «آقای ناصری»، رئیس کارخانهی کامیونسازی، میشود.
این در حالی است که «ننه برزو» براساس نظر یک پیشگو معتقد است که مشکل بدقدمی برزو وقتی حل میشود که او عاشق دختر یکییکدانهای بشود که پدرش رئیس کارخانه است و برخلاف رسوم معمول، حاضر بشوند که با پای خودشان بروند خواستگاری برزو.
حالا برزو عاشق دختری شده که یکی یکدانه است و اتفاقاً پدر دختر، آقای ناصری، هم رئیس کارخانه است. فقط میماند شرط آخر که آقای ناصری حاضر شود دست دخترش را بگیرد و برود از برزو که مفلس روزگار هم هست، خواستگاری کند. اما قضیه به همین سادگیها هم نیست. چون وقتی آقای ناصری این موضوع را میفهمد، آنقدر به خشم میآید که از «حشمت اوراقچی» که در کار خریدوفروش ضایعات کارخانه است، میخواهد که قلم پای برزو را بشکند... .
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل یکم۳۳ دقیقه
- فصل دوم۲۸ دقیقه
- فصل سوم۳۳ دقیقه
- فصل چهارم۳۱ دقیقه
- فصل پنجم۲۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۲۸ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست