دربارهٔ این اثر

در موشک‌باران دزفول منزل «بشیر»، فرمانده یکی از گردان‌های رزمی، مورداصابت موشک قرار می‌گیرد و همسر و پسر او به شهادت می‌رسند. فرمانده بشیر را از منطقه به دزفول می‌برد و ماجرا را برای او می‌گوید... .

بشیر که در تصورش هم پیش‌بینی چنین اتفاقی را نمی‌کرده، بر مزار آنها سوگند یاد می‌کند که تا نابودی سامانه‌ی موشکی دشمن در منطقه به سراغ مزار آنها نخواهد آمد. فرمانده تیپ پیشنهاد بشیر و غفور را برای شناسایی سامانه‌ی موشکی عراق قبول می‌کند و با همراهی حبیب، بیسیم‌چی گردان، راهی مناطق و تپه‌های اطراف می‌شوند تا جایگاه سامانه را پیدا کنند. فرمانده از آنها می‌خواهد که به‌هیچ‌وجه با دشمن بعثی درگیر نشوند و اعلام می‌کند که خود در مقر منتظر پیام آنها می‌ماند.

فرمانده در مقر نگران و منتظر پیام بشیر مانده است. در همین حال، حبیب با احمد (بیسیمچی تیپ) ارتباط برقرار می‌کند و از موفقیت گروه در شناسایی می‌گوید و ... .

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل یکم۲۲ دقیقه
  2. فصل دوم۱۸ دقیقه
  3. فصل سوم۱۸ دقیقه
  4. فصل چهارم۱۹ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۰ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴ دقیقه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۳۶ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست