دربارهٔ این اثر

بابا غرغرو بچه های زیادی داشت. او هر روز سخت کار می کرد تا بتواند برای خانواده اش غذا تهیه کند. اما همیشه خسته می شد و با بقیه بد رفتاری می کرد. تا اینکه روزی نزد مرد مهربان، که در غار زندگی می کرد رفت تا از او بپرسد چرا بخت با او یار نیست.

داستان بابا غُرغُرو، قصه ای است زیبا که خانم مریم نشیبا همراه با نوه اش (گلاب)، برای کودکان تعریف می کنند. شخصیت اصلی داستان، با داشتن بچه های زیاد هر روز سخت کار می کرد تا بتواند برای آن ها غذا تهیه کند. روزی مرد مهربانی یک سبد جادویی به او داد که هر چه غذا می خواست از آن بیرون می آمد. مرد مهربان از او خواست که به اندازه ی نیازش از سبد درخواست کند و بیش از آن چیزی طلب نکند اما بابا غرغرو، سفارش او را نادیده گرفت؛ تا اینکه...

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۱۱ دقیقه
  2. فصل دوم۹ دقیقه و ۱۰ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۵ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲۰ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست