دربارهٔ این اثر
قاضی شهر در حال اجرای مراسم عقد کلانتر شهر (بیل کین) و امی است، اما خبر میرسد که فرانک میلرِ قاتل آزاد شده است و قصد دارد به شهر بیاید.
فرانک میلرِ قاتل از زندان آزاد شده است؛ درست در روز ازدواج کلانتر شهر، بیل کین و امی، نامزدش. مردم شهر نگراناند و به کلانتر پیشنهاد میکنند تا هرچه زودتر با همسرش از شهر دور شود.
کالسکه آماده است. کلانتر و همسرش دور میشوند. اما بیل، در راه نظرش عوض میشود و تصمیم میگیرد به شهر برگردد و با هفتتیرکشها مبارزه کند. معاون کلانتر از بیرون رفتن کلانتر متعجب است. او دلش نمیخواهد به کلانتر کمک کند. اما وقتی متوجه برگشتن کلانتر میشود، زیاد هم راضی به نظر نمیرسد.
وقتی کلانتر به شهر برمیگردد، قاضی هم در حال فرار است؛ چون او بود که فرانک میلر را محکوم به حبس کرده بود. قاضی به درخواست کمک کلانتر، پاسخ مثبت نمیدهد. او دلش نمیخواهد بمیرد و دربرابر تهدیدات قدیمی میلر اظهار ترس و عجز میکند. همسر کلانتر هم ترجیح میدهد کلانتر را رها کرده و از شهر بگریزد.
نزدیک ظهر است؛ ظهر روز یکشنبه. هفتتیر کشها دارند می رسند و مردم شهر اصلاً قصد کمک به کلانتر را ندارند ....
هرچند در زمان انتشار فیلم جدال در نیمروز(High Noon) جنجال با ناراحتی های سیاسی خلق شده است، اما این فیلم هفت جوایز اسکار، و چهار جایزه (بازیگر، ویرایش، امتیاز موسیقی و آهنگ موسیقی) و همچنین چهار جایزه گلدن گلوب را از آن خود کرد.
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۳۳ دقیقه
- فصل دوم۳۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۱۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست