دربارهٔ این اثر
خاله پیرزن دخترش شوهر کرده بود. او حالا دیگر تنها بود و دلش برای دخترش تنگ شده بود.
خاله پیر زن فقط یک دختر داشت. حالا او تنها مانده بود و از تنهایی حوصله اش سر رفته بود. دلش می خواست از دست تنهایی رها شود. برای همین روزی از روزها بار و بقچه اش را بست و به راه افتاد و به خانه ی دخترش رفت خانه دختر خاله پیرزن دورها در آن طرف جنگل بود ...
داستان « خاله پیرزن و کدو قلقه زن» نوشته ی اسدالله شعبانی است. این اثر با کارشناسی و مشاوره زهره حیدری شاهی سرایی و گویندگی آزاده آل ایوب در شبکه ایران صدا تهیه و تولید شده است.
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۸ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست