دربارهٔ این اثر
دوبچه کبوتر بودند که با هم دوست بودند. آنها زندگی خوشی داشتند. نام آنها بازنده و نوازنده بود.
یک روز بازنده به نوازنده گفت بیا برویم بالای آن کوه بلند ببینیم آنجا چه خبر است؟
نوازنده گفت: نه برادر ممکن است آنجا برای ما خطری داشته باشد. تازه همه جا آسمان همین رنگ است. ما اینجا آزادی و امنیت داریم. چرا به محل غریب برویم و در غربت غم و ناراحتی را تحمل کنیم؟
اما بازنده رویای سفر در سر داشت و می خواست دنیا را ببیند ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵۶ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست