دربارهٔ این اثر
شونامیت یهودی، مجموعه شعرش را به یک مبارز فلسطینی تقدیم می کند.
شونامیت تاتلین، برادرزاده ی یکی از ژنرال های ارتش اسرائیل، در پاریس زندگی می کند. شونامیت در رشته ی فلسفه هنر تحصیل می کند. او که پدر و مادرش را از دست داده، تحت سرپرستی عمویش (تاتلین) است.
تاتلین شعر می گوید. یک روز که مشغول سرودن شعر بود، باد می وزد و برگه هایش را با خود می بَرَد. دوستش، کیت، برگه هایش را جمع می کند و به کافه دمونتی محل قرارشان می بَرَد. شونامیت در کافه با جوانی فلسطینی به نام «طاها حسین» آشنا می شود. طاها حسین شعر «شاخه های زیتون» شونامیت را ویرایش می کند و آن را برای مسابقه شعر آزاد فرانسه پیشنهاد می دهد.
شونامیت یهودی بعدها متوجه می شود که به طاها حسین مسلمان دل باخته است، اما عمویش او را برای یک تاجر درنظر گرفته است.
طاها حسین عکاس است و با بورس تحصیلی در دانشگاه سوربون در رشته پزشکی مشغول تحصیل است. او و دوست مبارزش، در مأموریت هایی سرّی، افسران بلندپایه و مردم کش اسرائیلی را ترور می کنند.
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۲۵ دقیقه
- فصل سوم۲۱ دقیقه
- فصل چهارم۲۰ دقیقه
- فصل پنجم۲۱ دقیقه
- فصل ششم۲۱ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۱۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست