دربارهٔ این اثر

گروهی از رزمندگان در شب آزادسازی خرمشهر با دشمن درگیر شده و تلاش می‌کنند که آنان را از شهر عقب برانند. حاج احمد که فرماندهی نیروها را برعهده دارد، وقتی خبر شکست نیروهای دشمن را در شهر دریافت می‌کند....

حاج احمد به رزمندگان دستور می‌دهد تا شبانه وارد شهر شوند و بعد از پاکسازی مناطق، صبح زود خود را به مسجد جامع برسانند و در آنجا جمع شوند. آنها در طول شب باید به گوشه و کنار خرمشهر سربزنند و آنجا را از وجود دشمن پاک کنند. بچه ها همگی عازم شهر می شوند و در طول عملیات خاطرات خود را مرور می‌کنند. خاطراتی تلخ و شیرین از روزهای اشغال شهر و ورود دشمن به خانه و کاشانه شان. آنها در روز اشغال شهر به دست دشمن، حضور پر رنگی داشتند تا اجازه ندهند خرمشهر اشغال شود، اما مشکلاتی موجب بروز این حادثه‌ی تلخ شد و حالا روزی است که قرار است خرمشهر آزاد شود.

زمان می‌گذرد و بچه‌ها سعی دارند خود را به مسجد برسانند، اما در طول راه عده‌ی زیادی از آنها مجروح یا شهید می‌شوند و این برای دیگران تلخ است. حاج احمد هم در این جریان زخمی می‌شود، اما سلیم که همراه اوست سعی دارد هر طور که شده او را به مسجد برساند تا روحیه‌ ی بچه‌ ها ضعیف نشود. احمد به او دستور می‌دهد که رهایش کند و به بچه‌ها ملحق شود، اما....

بخش‌های شنیداری

۷ بخش
  1. فصل اول۱۹ دقیقه
  2. فصل دوم۲۳ دقیقه
  3. فصل سوم۲۰ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۲ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۲ دقیقه
  6. فصل ششم۲۳ دقیقه
  7. فصل هفتم۲۴ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۵ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۳ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست