دربارهٔ این اثر
امیر نویسندهای مشهور در آمریکاست. او باید پس از 26 سال به افغانستان بازگردد تا پسربچهای را از دامِ مرگ برهاند. اکنون فرصتی است تا از عذاب وجدان آن اتفاق ناگوارِ کودکی، رهایی یابد. او به کابل میرود، اما طالبان او را اسیر میکنند....
امیر در کودکی مادرش را از دست داده است. او با پدرش در خانهی بزرگشان در کابل زندگی میکنند. مستخدمشان، علی و پسرش، حسن، نیز با آنها زندگی میکنند.
امیر و حسن دوستان خوبی هستند و حسن، امیر را بسیار دوست دارد. روزی او و حسن گرفتار خشم و تعصب آصف، پسر شرور محلهشان، می شوند... حسن در این اتفاق آسیب جسمی و روحی میبیند و پس از این حادثه، عذاب وجدان به سراغ امیر میآید... او با طرح نقشهای باعث میشود حسن و پدرش خانهی آنان را ترک کنند...
پادشاه افغانستان فراری میشود و کشور به اشغال روسها درمیآید. امیر و پدرش نیز مجبور میشوند به پاکستان و از آنجا به آمریکا مهاجرت کنند...
سالهاست امیر از حسن و سرنوشتش بیخبر است. تا اینکه با یک تماس تلفنی باخبر میشود که باید برای ادای دین دیرینهاش به کابل سفر کند... اکنون کابل در اشغال اقلیت متعصب طالبان است و پاگذاشتن به آنجا بسیار خطرناک است.
امیر تصمیمش را میگیرد و راهیِ کابل میشود. در آنجا طالبان دستگیرش میکنند و سرنوشت دیگری برایش رقم می خورد... زندگی او با کشف رازهایی، رنگ دیگری میگیرد.
بادبادکباز، ترجمهی حمیدرضا بلوچ، انتشارات راه معاصر.
بادبادکباز، ترجمهی مهدی غبرائی، انتشارات نیلوفر.
بادبادکباز، ترجمهی زیبا گنجی و پریسا سلیمانزاده، نشر مروارید.
بخشهای شنیداری
۸ بخش- فصل اول۲۵ دقیقه
- فصل دوم۲۰ دقیقه
- فصل سوم۲۱ دقیقه
- فصل چهارم۲۳ دقیقه
- فصل پنجم۲۰ دقیقه
- فصل ششم۲۳ دقیقه
- فصل هفتم۲۵ دقیقه
- فصل هشتم۲۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۷ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست