دربارهٔ این اثر
رضا به پری علاقمند است و نگران است که او به خواستگارش جواب مثبت بدهد. پدر پری با این ازدواج مخالف است، چون رضا به سربازی نرفته است. رضا مدام از دست مأموران فرار می کند چرا که می ترسد او را به جنگ بفرستند...
رضا بالاخره بهوسیله ی مأموران دستگیر و به اجبار، راهی سربازی می شود؛ اما قبل از رفتن، پری به او می گوید که امام قطعنامه را پذیرفته و جنگ تمام شده است.
رضا خوشحال میشود و با عده ای برای جست و جو به مناطق جنگی می روند. آنها ناگهان خود را در محاصره ی نیروهای عراقی می بینند و اسیر می شوند.
سرهنگ خالد آنها را در محلی نگهداری می کند که نتوانند خبری از خود به ایران برسانند. 220 سرباز ایرانی به اسارت نیروهای دشمن درمی آیند بدون اینکه کسی از وجود آنها مطلع باشد. آنها را به تکریت انتقال می دهند. ازطرفی پدر پری او را وادار می کند که به خواستگارش جواب مثبت بدهد، اما پری مدام بهانه می آورد و منتظر رضا است....
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۲۸ دقیقه
- فصل دوم۲۳ دقیقه
- فصل سوم۲۶ دقیقه
- فصل چهارم۲۴ دقیقه
- فصل پنجم۲۵ دقیقه
- فصل ششم۲۳ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۷ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست