دربارهٔ این اثر
در یک دهکده دورافتاده، آنسوی کوهها، پسری زندگی می کرد که «بکری» نام داشت. این دهکده خیلی آرام بود. رودخانه ای پرتلاطمی از کوه ها فرو می ریخت و از وسط رودخانه می گذشت.
موقع سحر، صدای طبل بزرگی از مسجد می آمد که مردم را به نماز دعوت می کرد. پدربزرگ بکری با صدایی بلند و زیبا اذان می گفت.... اما یک روز صدای اذان پدربزرگ به گوش نرسید... پدربزرگ دیگر نبود و کسی از او خبری نداشت.
بکری به جست و جوی پدربزرگ روانه ی کوه می شود....
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۱۰ دقیقه
- فصل دوم۱۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست