دربارهٔ این اثر
حاتم و نادر برای بردن لیلا به قصرشیرین، شبانه از روستای میرعلی، در مرز عراق، حرکت می کنند. روزهای ابتدای جنگ است و لیلا هم روزهای پایان حاملگی اش را طی می کند. آنها شب هنگام حرکت می کنند تا طبق قولی که به طالب، برادر لیلا، دادهاند...
حاتم و نادر برای بردن لیلا به قصرشیرین، شبانه، از روستای میرعلی، در مرز عراق، حرکت می کنند. روزهای ابتدای جنگ است و لیلا هم روزهای پایان حاملگی اش را طی می کند. آنها شب هنگام حرکت می کنند تا طبق قولی که به طالب، برادر لیلا، دادهاند تا صبح به قصرشیرین برسند و همگی راهی کرمانشاه شوند. لیلا کنار رودخانه و داخل ماشین عراقی ها زایمان میکند و حرکت آنها به سمت قصرشیرین را به تأخیر می اندازد. نادر و حاتم صبح روز بعد، از رودخانه میگذرند و به سمت شهر حرکت می کنند؛ این در حالی است که نیروهای عراقی هم به ورودی شهر رسیدهاند.
طالب همراه با کلثوم و عبدالله، با وانت یکی از آشنایان جواد، راهی کرمانشاه می شود. در بین راه از رفتن منصرف میشود و کلثوم، همسر طالب، هم نمی تواند او را متقاعد کند. طالب قصد دارد به محض رسیدن به اسلام آباد از ماشین پیاده شود و به قصرشیرین بازگردد. نادر و حاتم از ترس عراقیها، لیلا و بچه اش را زیر پُل پنهان میکنند و منتظر می شوند. در همین حال چند کامیون عراقی روی پل بالای سر آنها می ایستند ...
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۲ دقیقه
- فصل دوم۱۷ دقیقه
- فصل سوم۱۷ دقیقه
- فصل چهارم۱۸ دقیقه
- فصل پنجم۱۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۱۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۱۴ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست