خبر قصه

بوی مار

نویسنده: منیرالدین بیروتی
ناشر: نیماژ

«بوی مار» زبان و فرمی متفاوت با آثار دیگر نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش دارد. روایت داستان به صورت نامه‌نگاری و روزنامه‌نگاری است. به همین دلیل نویسنده زبانی روان‌تر را برای انتقال مفاهیم برگزیده است. زبانی که خواندن را آسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر کرده است اما داستان همچنان شکل ذهنی و فراز و نشیب‌های خاص خودش را دارد.
شخصیت اصلی داستان نامش «عمید» است. نامی که خود گویای معانی بسیار و حتی متضادی است. معنی این اسم در فرهنگ معین سرور و بزرگ قوم است، در دهخدا معادل دلشکسته و غمگین از شکست خوردن در عشق و در فرهنگ عمید معادل سردار و همچنین مسئول اخذ مالیات است! عمید به دیگران و به عزیزانش نامه می‌دهد و در این جهت است که سعی می‌کند پرده از رازهای واقعه بردارد.
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
«این را همیشه به‌یاد داشته باش که هر کسی – خوب بشنو و خوب بفهم که می‌گویم «هر کسی» – بگوید یا بخواهد که به تو نشان بدهد – با هر زبان و هر شیوه‌ای – که رمزآلود است و عجیب و مرموز، یا ابله است و یا شیاد و هرکدام هم که باشد درهرحال دوری جستن از او امری است واجب و حتی فریضه‌ای است محتوم!»