نویسنده: بیرون لارسون
مترجم: قاسم صنعوی
ناشر: نیماژ
داستان «شاعران مرده رمان پلیسی نمینویسند» از اینجا آغاز میشود که در شبی طوفانی و تاریک، ناشری با یک قرارداد چشمگیر به دیدن نویسندهای معروف و تنها در خانه قایقیاش میرود تا از او بخواهد پنجاه صفحه آخر رمان پلیسی و پرفروشی را که برایش نوشتهاست، تکمیل کند اما ماجرا به این سادگیها هم نیست. نویسنده میخواهد میان بازار و تعهد اجتماعی و باورهای ادبیاش تعادل ایجاد کند. قضیه هولناک و پیچیده میشود. ماجرا ابعاد سیاسی به خود میگیرد. در این میان قتلی اتفاق میافتد و در ادامه اتفاقهای پیدرپی…
«شاعران مرده رمان پلیسی نمی نویسند» صرفاً یک رمان جنایی عادی نیست بلکه روابط بینالمللی حاکم بر فضای نشر و پشت پرده انتشار کتابهای پرفروش در تیراژهای میلیونی را با لحنی شاعرانه و زبانی زیبا و البته کنایی هم مورد اشاره قرار داده است. رمان «شاعران مرده رمان پلیسی نمینویسند» همانقدر که سرگرمکننده است، وجه ادبی قدرتمندی هم دارد و نمونه درخشانی است از ادبیات امروز سوئد.
خبر قصه
شاعران مرده رمان پلیسی نمی نویسند
۴ آبان ۱۴۰۳
