خبر قصه

مجید و بارسا و تیم ملی دارآباد


نویسنده: مجتبی شول افشارزاده
تصویرگر: سیدمحمدمهدی فاطمی‌نسب
ناشر: هوپا

ماجراهای «مجید و بارسا و تیم ملی دارآباد» با زبانی طنز، در حال و هوایی فوتبالی اتفاق می‌افتد. «گربه‌های تهران» عنوان جلد اول این رمان است که به سفر چند نوجوان عاشق فوتبال و یک پیرزن فوتبالیست از روستایی کویری به تهران می‌پردازد.
در پشت جلد کتاب آمده است: «وقتی مجید و بارسا حاضر شد به‌خاطر رسیدن به تیم ملی ایران، روزها گوسفندهای کاکاجان را بچراند و شب‌ها توی زمین خاکی دارآباد فوتبال بازی کند؛ وقتی جعفر فرغونی در گزارش فوتبالی‌اش آرزو می‌کرد بهباز شورا با نصب یک لامپ صد به‌جای پروژکتور برای زمین‌خاکی فوتبال‌‌‌‌‌‌‌‌شان دل بچه‌ها را شاد کند؛ وقتی بی‌بی‌نسا سعی می‌کرد با شیرجه‌زدن روی پای دو تا از مرغ‌هایش تمرین دروازه‌بانی کند، هرگز بچه‌های روستای دارآباد فکرش را هم نمی‌کردند که به‌زودی همراه بی‌بی سر از تهران دربیاورند و جلوی چشم خداداد عزیزی، هافبک سال‌های نه چندان دور تیم ملی ایران، مسابقه بدهند…»