نویسندگان: ریتا مارلی و هتی جونز
مترجم: مینا صغار
ناشر: نیماژ
«هی زن! گریه نکن» با عنوان فرعی «داستان زندگی من با باب مارلی»، زندگینامهای است از زاویه دید ریتا مارلی که خود پیش از ازدواج با باب خواننده بود. این کتاب به زندگی مشترک این دو اعجوبه موسیقی جامائیکا میپردازد. نام این کتاب از یکی از قطعات بابا مارلی خواننده و آهنگساز جامائيکایی برگرفته شده است. (No woman, no cry)
ریتا خاطرات خود از زمان گمنامی تا اوج شهرت جهانی باب را برای هتیجونز نویسنده شهیر نسل بیت بازگو میکند و هتی جونز این خاطرات را به بهترین نحو بهرشته تحریر درمیآورد. کتابی برگرفته از دو زندگیِ سراسر مبارزه، تلخکامی، موفقیت و فراز و فرود. خود ریتا مارلی درباره این کتاب در ابتدای آن مینویسد: «باب همیشه درباره مسائل واقعی و احساساتش مینوشت. آنها گیتار میزدند و همه ما میخواندیم و فرنیِ ذرت میخوردیم یا هرآنچه آن روز پخته بودیم با هم میخوردیم. باقی آهنگ هم بر پایه واقعیت استوار بود و چون باب بسیار صمیمی و با خودش صادق بود، حس میکنم باید اینجا روی این خصلت او و آهنگهایش تاکید کنم. عمه همیشه میگفت: «قصه به هم نباف.» که منظورش از قصه، دروغ بود. پس این، «قصه» نیست؛ این روایت زندگی من و باب است…»
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «مادرهای جامائیکایی، همچون همهی والدین سراسر جهان، از تو انتظار داشتند پول دربیاوری، اما میخواستند از آن راهی که خودشان میخواهند پول دربیاوری. درغیراینصورت، عصبانی میشدند: به چه جرأتی اون چیزی شدی که خودت میخواستی؟! اما باب قوانین کلی خودش را داشت و من باور داشتم که این قوانین برای او درست از آب درمیآیند و در نتیجه او را ترغیب میکردم که از آنها پیروی کند.»
