دربارهٔ این اثر
بود بازرگان و، او را طوطیی در قفس محبوس، زیبا طوطیی
بود بازرگان و، او را طوطیی در قفس محبوس، زیبا طوطیی
چونکه بازرگان سفر را ساز کرد سوی هندستان شدن آغاز کرد
هر غلام و هر کنیزک را ز جود گفت: بهر تو چه آرم؟ گوی زود
هر یکی از وی مرادی خواست کرد جمله را وعده بداد آن نیک مرد
مرد بازرگانی طوطی زیبایی داشت و آن را در قفسی زندانی کرده بود. بازرگان قصد سفر به هندوستان داشت. از روی بخشندگی و سخاوت به هر کدام از کنیزان و غلامانش گفت: که از سفر به هندوستان چه سوغاتی برایتان بیاورم؟ هر کدام از آنها درخواست چیزی کرد و آن بازرگان به همه آنها وعده داد که آنچه که خواسته اند را برایشان می آورد.
اما طوطی از او چیزی نخواست و فقط از او خواهش کرد تا سلامش را به دوستان طوطی اش برساند ...
بخشهای شنیداری
۳ بخش- فصل اول۱۶ دقیقه
- فصل دوم۱۷ دقیقه
- فصل سوم۱۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۴ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۴۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست