دربارهٔ این اثر
خیر و شر، با هم رفیق بودند. آنها با هم به سفر رفتند.
خیر در راه تشنه شد. شر او را تنها و بیمار در بیابان رها کرد.
از بخت خوش، چوپانی توانگر، خیر را در بیابان پیدا کرد و او را به خانه برد. چوپان با دخترش برگ درخت کهن را چیدند و با آن خیر را درمان کردند.
خیر، کم کم به دختر چوپان علاقمند شد اما با خود فکر کرد که چوپان مالدار است و او فقیر. شاید دخترش را به او ندهد ...
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۳۶ دقیقه
- فصل دوم۱۷ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳۶ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست