دربارهٔ این اثر

پدر خانواده، کشاورز بود و چندان ثروتی نداشت.او دختری داشت به نام گلنار

گلنار، دختر زرنگی بود و بیشتر کارهای خانه را انجام می داد.

روزی مرادخان که پیرمردی بداخلاق و طمعکار بود از راه رسید تا طلبش را از خانواده بگیرد. دختر نگران شده بود.

گلنار کمی دورتر پشت درخت ایستاد تا حرف های مرادخان را بشنود. مرادخان طمعکار اما به جای طلب چیز دیگری از او می خواست ...

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۷ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۸ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست