دربارهٔ این اثر

دو مرد درویش که اهل خراسان بودن از بصورت تصادفی با هم هم سفر و و هم مسیر میشن.

این دو مرد تهیدست حکایت ما یکی لاغر و مردنی و دیگری فربه و چاق بود.

اولی کم غذا و کم خور، دومی شکمو و پر خور. اولی هر جا چیزی گیرش می اومد آب از دهانش سرازیر می شد، دست دراز می کرد و با اشتها می خورد. ولی دومی حتی پیش می اومد که دو شبانه روز چیزی نمی خورد و شکایتی هم نداشت...

این حکایت زیبا از گلستان سعدی را بشنوید.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. حکایت گرسنگی و سیری۹ دقیقه و ۹ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۰ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست