دربارهٔ این اثر

مرد بازرگانی بود که در کار خرید و فروش روغن بود. زندگی خوبی داشت و از مال دنیا چیزی کم نداشت.

در همسایگی مرد بازرگان مرد بی چیزی بود که چیزی از مال دنیا نداشت و به دنبال کسب روزی زیاد هم نبود. اصلا کار و درآمدی نداشت. اما با این حال ناشکر هم نبود.

مردم اونو دوست داشتن چون خیلی مهربان و بی آزار بود و دل کسی رو نمی شکوند.

مرد بازرگان هم از خوش قلبی همسایه ی فقیر و تهیدست اش با خبر بود و می دونست که مرد فقیر عادت نداره از کسی درخواست پول و یا چیزی بکنه خودش بعد از هر معامله ای که انجام می داد سهمی از روغن رو هم برای مرد بی چیز نگه می داشت و به او هدیه می کرد. مرد بی چیز از این کار بازرگان خیییلی خوشحال می شد. براش دعا می کرد. اون از روغن ها استفاده می کرد و بقیه ی روغن رو در یک کوزه ی بزرگ می ریخت و نگهداری می کرد.

این داسنان، حکایتی است بر اساس کلیله و دمنه.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. آدم خیالباف۱۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست