دربارهٔ این اثر
در این کتاب گویا، دو حکایت از مصیبت نامه ی عطار نیشابوری را می شنوید.
حکایت اول
ماجرای دیوانه ای است که به دربار پادشاهی تنبل و خواب آلود وارد می شود. دیوانه درسی بزرگ به پادشاه به ظاهر عاقل می دهد
حکایت دوم
گفته اند در شبی که ماه می تابید سگی در راهی پرسه می زد و می رفت که کلوچه ای را دید. سگ ایستاد و گلوچه را به دهان گرفت و خوشحال و شادمان به راهش ادامه داد.
سگ همچنان جست و خیز کنان می رفت که ناگهان چشم اش به ماه افتاد. ماه کامل بود و زرد رنگ. درست مانند کلوچه.
یک کلوچه یافت آن سگ در رهی
ماه دید از سوی دیگر ناگهی
سگ خوشحال شد و کلوچه ای که بر دهان داشت را بر زمین گذاشت و دوان دوان رفت تا کلوچه ی تازه یا همان ماه را بگیرد. اما هر چه می دوید به کلوچه نمی رسید.
سگ چون دست اش به کلوچه ی تازه یا همان ماه نرسید، خسته شد و برگشت تا لااقل همان کلوچه ی خودش را بردارد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۱ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست