دربارهٔ این اثر
گرگ حسابی گرسنه بود و دربهدر دنبال چیزی برای خوردن میگشت.
گرگ صدای گلهی گوسفندان را شنید و از تپه پایین رفت. او صدای یک بزغاله را شنید و دنبالش دوید، اما صدای سگ، گرگ را ترساند و گرگ بهناچار، دو پا داشت دو پا هم قرض کرد و دمش را روی کولش گذاشت و رفت؛
اما سگِ گله دستبردار نبود!
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۴ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۴۳ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست