دربارهٔ این اثر

مردی که خود را معلم معرفی کرده بود، برای سفر و گشت‌وگذار از شهر خود بیرون رفت... .

او به دهکده‌ها و شهرهای بسیاری رفت و به شیوه‌های گوناگون از اعتماد مردم سوء‌استفاده کرد تا بتواند جایی برای خواب و چیزی برای خوردن پیدا کند.

مرد روزی وارد یک دهکده‌ی بسیار زیبا شد. او از آب‌وهوا و مردم دهکده خیلی تعریف کرد. مردم از او خیلی خوششان آمد و غرق صحبت‌های او شدند... .

این حکایت زیبا را از کتاب «موش و گربه‌»، نوشته‌ی شیخ بهایی، دانشمند دل‌آگاه ایرانی، انتخاب و بازنویسی کرده‌ایم.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۱۶ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۶ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست