دربارهٔ این اثر
شاهزاده میشکین که از آخرین بازماندههای یک خاندان ورشکستهی اشرافی است، از بیماری صرع رنج میبرد. او پس از چهار سال تلاش برای معالجه از سوئیس به روسیه برمیگردد. شاهزاده که به آگلائه علاقهمند است، رسماً از او خواستگاری میکند... .
شاهزاده میشکین پس از چهار سال معالجه در مؤسسهی درمانی اشنایدر سوئیس، با یک قطار درجه سه، به روسیه برمیگردد و بیدرنگ بهسراغ یکی از اقوام بسیار دورش میرود؛ خانم الیزابت پروکوفیونا که همسر یک ژنرال بازنشستهی ارتش است. در دفتر کار ژنرال عکس زنی به نام «ناستازی فیلیپونا» وجود دارد. ناستازی که در نوجوانی قربانی هوسرانیهای مردی به نام «ایوانویچ توتسکی» شده بود، اکنون اعتمادش را به همهی مردان از دست دادهاست.
شاهزاده میشکین برای رسیدگی به امور مالی ارثیهی بهجامانده از خالهاش به مسکو میرود. شش ماه پس از این ماجرا، شاهزاده میشکین که حالا دیگر وضع مالی خوبی دارد، در بازگشت از مسکو به سراغ لبدوف میرود و در طول گفتوگوهایشان متوجه میشود که ناستازی دو بار و آن هم درست هنگام مراسم عقد از دست رگوژین فرار کرده و تنها زندگی میکند.
لبدوف متوجه وضع پریشان شاهزاده شده و به او پیشنهاد میکند که مدتی در منطقهی ییلاقی پابلوفسک استراحت کند. میشکین این پیشنهاد را میپذیرد. او که به آگلائه علاقهمند است، رسماً از او خواستگاری می کند. اما آگلائه فکر میکند شاهزاده درواقع عاشق ناستازی است و فقط به شرطی ازدواج را میپذیرد که این ابراز عشق در حضور ناستازی انجام شود. شاهزاده گرچه انجام دادنِ این شرط را دشوار میبیند، اما ناگزیر میپذیرد، ولی رنجی که در صورت و چشمان ناستازی نقش بسته او را تحتتأثیر قرار میدهد و زمانی که باید ناستازی را ترک کند و عشق خودش را به آگلائه ثابت کند، کنار ناستازی می ماند و به او قول ازدواج میدهد... .
بخشهای شنیداری
۱۴ بخش- فصل اول۲۸ دقیقه
- فصل دوم۲۷ دقیقه
- فصل سوم۲۳ دقیقه
- فصل چهارم۲۲ دقیقه
- فصل پنجم۲۰ دقیقه
- فصل ششم۲۵ دقیقه
- فصل هفتم۲۵ دقیقه
- فصل هشتم۲۵ دقیقه
- فصل نهم۲۳ دقیقه
- فصل دهم۲۳ دقیقه
- فصل یازدهم۲۳ دقیقه
- فصل دوازدهم۲۱ دقیقه
- فصل سیزدهم۲۳ دقیقه
- فصل چهاردهم۲۵ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۲۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۵ ساعت و ۳۳ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست