دربارهٔ این اثر
پادشاه دانشمندی به نام رای، بر شهری در هند فرمانروایی می کرد. او ندیمی زیرک داشت و میشه از او کمک می گرفت.
روزی ندیم رای از سفر برگشت و همه ی و بزرگان به دیدار آن مرد رفتند.
مید گفت در هر سفر آدم با چیزهای عجیب و غریبی روبرو می شود. مثلا مرغی است که آتش می خورد و دهانش نمی سوزد. مهمانان باور نکردند اما مرد اصرار کرد که وجود دارد.
هر قدر ندیم دلیل آورد حاضران باور نکردند و دلش را شکستند. با خود فکر کرد باید حرف خود را ثابت کنم پس راهی سفر شد تا مرغ اتش خوار را بشناسد ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۸ دقیقه و ۳۱ ثانیه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۱۹ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست